خراسان و قالی آن از نگاه منابع و مواخذ مختلف فارسی

خراسان و قالی آن از نگاه منابع و مواخذ مختلف فارسی

درباره استان خراسان در كتاب فرشنامه ايران چنين نقل شده است : زدر كتاب پژوهشي در فرش

ايران از خراسان اينگونه نگاشته شده است:
“ خراسان مركب از دو كلمه ( خور و آسان ) در لغت معني محل طلوع خورشيد است و در متون

قديمي با عنوان “ مطلع الشمس “ از آن ياد كرده اند. اين خطه در سرتا سر تاريخ پر ماجراي خود

مردان نامداري را چه در زمينه سياست و چه زمينه علم و ادب در دامن خود پرورانده است.

در زمانهاي قديم سرزمين پهناور بوده است كه طي قرنهاي متمادي بر اثر جنگهاي گوناگون

بي لياقتي حكام به بخش هاي مختلف تقسيم شده و امروزه قسمتي از اين بخش ها در

خاك همسايگان شمالي و افغانستان قرار دارند . خراسان امروز جزئي از خراسان قديم يا خراسان بزرگ مي باشد. “ ( ۹)

 

خراسان در كتاب فرش سيستان

در مورد خراسان در كتاب فرش سيستان اينگونه روايت شده است :
“ تصور عده زيادي اين است كه خراسان تاريخي همين استان خراسان كنوني يا كمي بزرگتر از آن است.

[۱] تا پيش از دور مغول خراسان به معني “ مشرق “ بوده [۲] و در نتيجه به تمام مشرق ايرا تا مرز چين،

خراسان گفته مي شده، اگرچه هر قمست از اين سرزمين پهناور هم نامي داشته: مثل سغد ، خوارزم،

با ميان…. اكنون با تقسيمات جديد، بخشهاي شمالي سيستان قديم جزو استان كنوني خراسان شده

است“ ( ۱۰)
در مقاله چالش و فرصتها براي فرش خراسان در مورد شناخت خراسان چنين بيان شده است:
“ از دو كلمه خور به معني خورشيد و آسان به معني ظاهر شدن، آمدن، نمايان شدن است. در گذشته بسيار

دور خراسان شامل ايلات سمت شرق كوير لوت تا كوههاي هندوستان بود. زمان ساسانيان خراسان بخشي

از ايرانشهر بوده است. و حاكمش را سپهبد مي ناميدند. مردم خراسان در سال ۳۱هـ. ق به دين اسلام

مشرف شدند و اين استان محل قيام ابومسلم عليه خلفاي اموري بود. با تاسيس سلسله طاهريان خراسان

استقلال يافت. ( ۲۰۵ ه ق ) و در سال ۲۸۳ بخشي از قلمرو صفاريان گرديد. “ ( ۱۱)

تاریخ

“ در سال ۲۸۴ اين استان در تصرف سلطان محمود غزنوي و براي مدتي خوارزمشاهيان بر لاين استان

حكومت كردند. فتوحات چنگيز باعث شد كه خراسان ملك مشترك جانشينان وي محسوب گردد. در اواخر

قرن هفتم خراسان به تصرف ايلخانيان درامد و در سال ۱۷۸۳ امير تيمور خراسان را به تصرف خود در آورد و

هرات پايتخت فرزندش شاهرخ شد. شيبك خان ازبك در سال ۹۱۳ ه ق خراسان را تصرف كرده در نتيجه

شاه اسماعيل صفوي در سال ۹۱۶ خراسان را از ازبك ها پس گرفت. ( ۱۲)
بسياري از ايلات و عشاير همچو كردها و بهلولي ها در دوره صفويه، خراسان كوچانده شدند . بعد از درگذشت

نادر خراسان براي مدتي به تصرف احمد شاه دراني درآمد . در دوره قاجار بموجب عهدنامه پاريس خراسان به

دو قسمت تقسيم و بخش شرقي آن جز خاك افغانستان شد. (۱۳)

 

خراسان بزرگ

“ خراسان بزرگ درسال ۱۳۸۳ به سه استان خراسان رضوي ، جنوبي و شمالي تقسيم شد (۱۴)
همچنين در كتاب پژوهشي در فرش ايران اينگونه ذكر شده است.
“ خطه خراسان نيز مثل ساير مناطق ايران از آسيب مغولها در امان نماند و مصائب زيادي در طول تاريخ

متحمل شد. تنها توجه شاهرخ از نوادگان تيمور و همسرش گوهر شاد خاتون كه باني بسياري از آثار

مشهد و بخصوص مسجد گوهر شاد است توانست رونق گذشته را به آن باز گرداند. از آن پس نيز

خراسان همواره مورد هجوم واقع شد. ازبكها بارها خراسان را مورد هجوم قرار دادند و بر نابسامانيهاي

اين منطقه افزودند. دوران تيره خراسان تا زمان آقا محمد خان قاجار طول كشيد و سپس در زمان فتحعلي

شاه آرامشي نسبي به مشهد بازگشت. “ ( ۱۵)

استان خراسان در حال حاضر

“ استان خراسان در حال حاضر با مساحتي در حدود ۲/۳۱۳۳۳۷ كيلومتر مربع ( تقريباَ يك پنجم سطح كشور)

در شرق ايران قرار گرفته است “ ( ۱۶)
“ اين استان از شمال به كشورهاي شوروي سابق، از مشرق به افغانستان و شوروي و از جنوب به استانهاي

سيستان و بلوچستان و كرمان ، از مغرب به استانهاي يزد، اصفهان، سمنان و مازندران محدود است.

شهرهاي عمده استان خراسان عبارتند از: مشهد، درگز، ، نيشابور، سبزوار، تربت حيدريه ، تربت جام،

كاشمر، فردوس، ، تايباد ، سرخس ،. ) ( ۱۷)
بنابر تحقيقي در مورد قالي و قالي بافي خراسان از اقوام ساكن در آن اينگونه نوشته شده است:
“ اقوام گوناگوني در اين منطقه سكونت گزيده اند كه از آن جمله مي توان به كرد، ترك، بلوچ و تركمن اشاره كرد.

“ ( ۱۸)

سوابق قالي بافي در خراسان

در مورد سوابق قاليبافي خراسان در كتاب پژوهشي در فرش ايران اين چنين آمده است:
“ با مراجعه به منابع و كتب موجود در خصوص تاريخ قاليبافي كمتر جايي را مي توان يافت كه در آن از قدمت

قاليبافي در شرق ايران به ويژه نواحي شمال شرق ذكري به ميان آمده باشد به عبارت ساده تر نه تنها از

قاليهاي قديمي كه در اين منطقه بافته شد كمتر باقيمانده بلكه در منابع موثق كه عموماً توسط سياحان و

مورخان ضبط گرديده اغلب به طور پراكنده به آن پرداخته شده است. مناطق شرق ايران كه دراينجا مورد نظر است

در ايالت بزرگ ايران قديم هستنمد كه سابقاَ به نامهاي ايالتهاي قوهستان و خراسان بزرگ در شمال شرق و

مشرق ايران بوده اند. در ميان كتب و منابع قديمي كتاب احسن التقاسيم از جمله مواردي است كه به طور

مشهود بر وجود قاليبافي در خراسان و قوهستان اهتمام مي ورزد. ( ۱۹)

“ در ميان مناطق قديم قاليبافي خراسان علاوه بر خوارزم و بخارا شهر هرات نيز آشكارا در عرضه قاليهاي

خوب و نفيس در طول دورانهاي متعدد فعاليت داشته . “ ( ۲۰)
“ در دوره تيموريان مينياتورهاي بر جاي مانده ، بيانگر اوضاع و احوال اجتماعي و هنري زمان خود مي باشند.

اين تصاوير انواع قاليها با نقوش متعدد دايم از هندسي و حتي نقوش لچك ك و ترنج هاي امروزي و اسليمي

هاي زيبا ديده مي شود. “ ( ۲۱)

قاليبافي در هرات

“ بدون شك قاليبافي در آن لحظه جز مناعات مهم شهر هرات بوده است كه تزيين شهر

با قاليهاي خوب جزو فعاليت صنعتگران ذكر شده است. البته احتمال آن است كه شهر مشهد

نيز حتي از دوره تيمورين و در زمان ايلخانان مغول از مراكز قاليبافي خراسان بوده باشد. ابن بطوطه

۷۷۷۹ـ ۷۰۳ هجري قمري) در طي سفر خود پس از رسيدن به مشهد در وصف حرم امام رضا مي نويسد.
“ مشهد امام رضا قبر بزرگي دارد. روي قبر ضريحي چوبي قرار دارد كه سطح آن را با صفحلت نقره پوشانيده اند

داخل تبعه با فرشهاي گوناگون مفروش گرديده “ اگر اين قاليها كه ابن بطويه به آنها اشاره كرده بافت

مشهد نباشد، دو از ذهن نيست كه در يكي از شهرهاي ديگر خراسان بزرگ نظير هرات، خوارزم ،

بخارا و حتي در ايالات قوهستان بافته شده باشند. چرا كه سابقه بافندگي ، مراكز اخير تا آن هنگام

بسيار طولاني بوده است . “ ( ۲۲)

“ هنگامي كه شاه اسماعيل در سال ۹۱۶ هجري قمري هرات را تسخير كرد، پايتخت از هرات به تبريز

منتقل شد. احتمالا از همين زمان اوضاع قاليبافي در اغلب مراكز خراسان خاصه هرات، خوارزم، بخارا،

قوهستان و…. تنزل يافت به نحوي كه در حال حاضر در برخي از آنها اثري از شكوه قاليهاي گذشته

ديده نمي شود. “ ( ۲۳)
در بخشي از تحقيق قالي و قالي بافي خراسان در مورد قاليبافي خراسان چنين آمده است:
“ قاليبافي در خراسان دو دوره متمايز دارد يكي در زمان صفويان ( قرن ۱۰ و ۱۱ تا اوايل قرن۱۲) كه از

اين دوران قالي هاي فراواني در موزه ها و مجموعه هاي خصوصي وجوددارد كه نقش آن ها اغلب هراتي

و داراي اسليمي و اسليمي ماري و نقش شكارگاه است كه به احتمال قوي كار خود مشهد باشد.

چنانچه در مشهد همواره نقش اسليمي به كار رفته است و مي رود ( ۲۴)

قاليبافي خراسان

“ دوره ديگر قاليبافي خراسان به ويژه مشهد از هنگامي است كه در نيمه قرن سيزدهم بازگانان تبريز

براي صدور قالي هاي خود به تكاپو افتادند و پس از چندي در مشهد ( همچنانكه در تبريز، اراك ، كرمان و كاشان )، كارگاههاي قاليبافي تأسيس كردند و به همين سبب نيز امروزه در مشهد هم گره فارسي بافت محلي

و هم گره تركي بافت تبريز به نسبت سه بر يك رايج است . “ ( ۲۵)
“ قالي هاي موزه اي : هرات كه امروزه جزو متصرفات افغانستان است. در خراسان بزرگ قديم همواره مورد

توجه بسياري از سلاطين بوده و به عنوان پايتخت به شمار مي آمده است. قاليهاي توليدي در آن سامان

نيز همگي تحت عنوان هرات نامگذاري مي شده ( ۲۶)
“ نقشهاي خراساني مورداستفاده در قاليهاي اواخر قرن دوازدهم و سيزدهم ( هـ . ش ) مشتل از ترنج

مركزي است كه در حقيقت اجتماعي از عناصر و نگاره هاي تزئيني را در مركز قالي تشكيل مي دهد.

در اين قاليها تعادل بين ترنج مركزي و زمينه خالي با استفاده از چندين حاشيه باريك ( از ۲ تا۵ كادر) ميسر

شده است. در پايان قرن سيزدهم ( ه. ش ) طرح ديگري مشتكل از عناصر تزئيني مكرر رايج بود كه به

صورتي يكنواخت زمينه را مي پوشاند. اين امر لزوم استفاده از حواشي را بر زمينه قالي تحميل مي كرد.

اين خود مي تواند دليل بر كاربرد بيشترين حواشي در قاليهاي شرقي باشد.“ ( ۲۷)
“ تعداد ترنج مركزي و فرم آنها بر حسب اندازه قاليها. به صورت مدور يا نوري يا تغيير است، اين گونه

قالي ها گاه كتيبه هايي چند از اشعار شعراي معروف ايران را در بردارند. متن قاليها اغلب حاوي گلدانهاي گل

در بالا و پايين هستند كه چهار لچك را در گوشه هاي خود جاي مي دهند. صرف نظر از ترنج مركزي و كتيبه ها

، زمينه قالي به وسيله گلهايي كه در اطراف ترنج خودنمايي مي كنند پوشانده شده اند. حواشي نيز گلهاي

هراتي و بوته هاي گل را كه اغلب از نقشهاي كشميري الهام گرفته است، در خود جاي مي دهند.“ ( ۲۸)
“ قاليهاي شكار گاهي قديم خراسان ، با بهره برداري از صحنه هاي شكار حيواناتي نظير غزال ، گرگ، روباه ،

بز و پرندگان از ديگر نقوش متمايز است. با افزايش مداوم توليد، تمايل به جايگزين كردن نقش ديگري به نام

ماهي در هم كه تمام سطح قالي را مي پوشاند، بجاي ترنج مركزي مد نظر قرار گرفت، اين نقش حواشي

اغلب قاليهاي قديم خراسان را تشكيل مي داده است“ ( ۲۹)

مراكز عمده قاليبافي خراسان

در كتاب پژوهشي در فرش ايران مراكز مهم قاليبافي خراسان بشرح زير ذكر شده است:
“ مهمترين مراكز قاليبافي خراسان در حال حاضر عبارتند از:
۱ـ مشهد ۲ـ كاشمر ۳ـ تربت جام و تربت حيدريه ( قاليهاي بلوچ خراسان )
۴ـ قوچان ۵ـ نيشابور ۶ـ سبزوار ۷ ـ گناباد “ ( ۳۰)

“ مشهد :
شهر مشهد به خاطر وجود آرامگاه هشتمين پيشواي شيعيان جهان حضرت رضا (ع ) داراي شهرت بسياري است مشهد اسم مكان است و از ريشه شهادت است. “ ( ۳۱)
در كتاب فرشنامه ايران مشهد اينگونه معرفي شده است:
“ مركز استان خراسان و يكي از كانونهاي قاليبافي ايران است. قديمترين قالي “ مجموعه آستان قدس رضوي“ نزديك ۱۶۰ سال پيش بافته شده است كه سابقه قاليبافي مشهد نيز رقمي در همين حد حدس زده مي شود. ( ۳۲) مشهد در تحقيق قالي و قالي بافي خراسان اينگونه ترسيم شده است:
“ مشهد مركز استان خراسان است و در فاصله ۹۰۹ كيلومتري تهران قرار دارد اين شهر محدود است از شمال و شمال غربي :
درگز و قوچان و از مشرق به مرز ايران و جمهوري تركمنستان و از جنوب و جنوب غربي به تربت جام و تربت حيدريه و از مغرب به نيشابور. “ ( ۳۳)
در مورد سوابق قالي بافي مشهد در كتاب پژوهشي در فرش ايران اين چنين آمده است:
“ تعيين تاريخ شروع قاليبافي در شهر مشهد ، همچون تعيين تاريخ براي شروع قاليبافي در كل استان خراسان تا حدودي با مشكل مواجه است. مطابق نوشته ها و مدارك موجود قديمي ترين قالي موجود، منسوب به اين شهر متعلق به دوره شاه عباس صفوي ( ۹۹۶ـ ۱۰۳۸ هجري قمري) است. مطابق روايات و نوشته هاي موجود، اين قالي به دستور شاه عباس و در شهر مشهد، جهت آستان قدس رضا(ع) بافته شده است. “ ( ۳۴) در سوابق قالي مشهد در كتاب فرشنامه ايران اينگونه آمده است:
“ پيش از جنگ جهاني دوم صدور فرش مشهد به امريكا و اروپا بيشتر بوده است و بازرگانان اين شهر ، در تهران نيز بازارهايي به دست آورده بودند و چون در تهران كيفيت در درجه دوم قرار داشت، بافندگان مشهد به ناچار كيفيت كار خود را كاهش دادند تا بتوانند آن را به قيمت ارزانتر بفروشند و در اين ميانه ،طرح مشهد تنزل يافت در سال ۱۳۲۸ براي جلوگيري از تنزل بيشتر طرح قاليهاي مشهد قرار شد سازماني به نام “ اداره طرح ها در مشهد تاسيس شود كه طرحهاي مشهد مي بايست در اداره بررسي و ارزيابي شود و سپس براي بافت به كارگاه فرستاده شود. اين اداره از سوي ديگر مي بايست طراحان محلي را تربيت و به چاپ طرحهايي با قيمت مناسب بپرازد. در نتيجه مجموعه تلاشها فرش مشهد رونق دوباره يافت .“ ( ۳۵) در كتاب پژوهشي در فرش ايران مراكز قاليبافي مشهد اينگونه ذكر شده است.
“ از مهمترين مراكز قالي بافي حومه مشهد مي توان از طرقبه ، جاغرق، شانديز ، زشك و نوغندر نام برد. “ ( ۳۶)

كاشمر

در وصف جغرافياي كاشمر در كتاب پژوهشي در فرش اينگونه آمده است:
“ كاشمر يكي از شهرهاي غربي استان خراسان است. نام پيشين آن ترشيز بوده است كه جغرافي نويسان به صورت طرفيت و بعدها ترشيش ضبط كرده اند. اين شهر از شمال به سبزوار و نيشابور ، از مشرق به تربت حيدريه ، از جنوب به گناباد و فردوس و طبس، و از مغرب به شاهرود محدود است. كاشمر تا مركز استان خراسان ( مشهد ) ۳۲۰ كيلومتر فاصله دارد. “ (۳۷)
از كاشمر در كتاب فرشنامه ايران اينگونه ياد شده است:
“ از شهرستانهاي خراسان كه پس از مشهد، بيرجند و درخش، چهارمين كانون مهم بافندگي قالي در خراسان به شمار مي آيد. در كاشمر زماني به بافت قالي از جنس مرغوب توجهي نمي شد و اصطلاح قالي “ مشهد ـ كاشمري “ اشاره به نامرغوبي اين گونه قالي بود. بتدريج اقداماتي براي بهبود وضع قالي كاشمر انجام گرفت. اينك قالي كاشمري نرم و خوش نقش است “ ( ۳۸)
در مورد سوابق قاليبافي كاشمر در كتاب پژوهشي در فرش ايران اين چنين نوشته شده است:
“ بر اساس تحقيقات انجام شده تاريخ قالي معاصر در اين شهر به سالهاي قبل از ۱۳۰۰هجري شمسي باز مي گردد. بر اساس روايات و گفته هاي قديميان كاشمر، شروع دوران بافت و بافندگي را بايد در سالهاي بين ۱۲۶۰ تا ۱۲۸۰ هجري شمسي جستجو كرد. محمد كرماني اولين استاد كار قاليباف در منطقه كاشمر بود كه اولين بار احتمالا به سفارش حاج سيدحسين سجادي از اهالي فروتقد به بافتن قالي مبادر ورزيد. پس از استقبال مردم روستا، يكي پس از ديگري از آن پيروي كرده و به بافت قالي اقدام نمودند. “ ( ۳۹)

نيشابور

درباره جغرافياي نيشابور در كتاب پژوهشي در فرش ايران آمده است:
“ نيشابور در حال حار در فاصله ۱۴۰ كيلومتري غرب مشهد است كه از مشرق به مشهد ، از شمال به قوچان و اسفراين. از غرب به سبزوار و از جنوب به كاشمر محدود است. “ ( ۴۰)
در مورد سوابق قاليبافي نيشابور در كتاب پژوهشي در فرش ايران چنين نگاشته گرديده است.
“ بر اساس مطالعات انجام شده تاريخ شروع قاليبافي و گسترش آن در نيشابور به سالهاي پس از جنگ جهاني دوم ( ۱۳۱۸ ـ ۱۳۲۴ هجري شمسي) باز مي گردد. تحولات قالي معاصر نيشابور را مي توان به دو دوره كاملاً متمايز تقسيم كرد:
دوره اول : اين دوره از زمان شروع و گسترش قاليبافي آغاز و تا ابتداي دهه ۱۳۵۰ هجري شمسي ادامه دارد, رنگهاي گياهي. ابعاد بزرگ، در كنار جشمارهاي بين ۳۰ تا ۴۰ بهمراه طرح هاي خاص مشهد از ويژگيهاي عمده قاليهاي نيشابور بود.

نيشابور

 

دوره دوم : از ابتداي سالهاي دهه ۱۳۵۰٫ موج تحول و تغييرات اساسي در قاليهاي نيشابور اغاز شد كه عامل اصلي نزول كيفيت فرش اين شهر گرديد. كنار نهادن نقشه هاي اصيل خراسان، تقليد خام از طرح هاي كاشان و نائين و ورامين ( مينا خاني) كاهش رجشمار فرشها به همراه به كارگيري از رنگهاي شيميايي و توليد قاليهاي نامرغوب باعث نزول كيفيت فرشهاي اين شهر گرديد. “ ( ۴۱)
“ مهمترين مناطق قاليبافي حومه نيشابور: روستاهاي گرمينه درود باغ شن ، خروعليا ، بزغان ، سيد آباد سرچاه، معدن و سليماني ، اسحاق آباد و سلطان آباد از مهمترين مراكز قاليبافي نيشابور هستند. همچنين روستاهاي بزرگ صفي آباد و نيز عليرغم قرار گرفتن در حوزه شهرستان اسفراين از مراكز عمده توليد قالي نيشابوري به شمار مي روند. “ ( ۴۲)

سبزوار

در مورد جغرافيا و سابقه قالي بافي سبزوار در كتاب پژوهشي در فرش ايران چنين نوشته شده است :
“ شهرستان سبزوار تا تهران ۶۵۴ كيلومتر فاصله دارد. از شمال به ميان آباد ، از مشرق به شهرستان نيشابور، از جنوب به شهرستان كاشمر و از مغرب به شهرستان شاهرود محدود است . “ (۴۳)
“ تاريخ معاصر قالي بافي سبزوار بدون شك به سال هاي پس از ۱۳۰۰ شمسي بر مي گردد. گفته مي شود قالي بافي از خود شهر سبزوار آغاز شد و پس از ۲۵ سال در روستاهاي حومه آن رواج يافت. به طور كلي مي توان سابقه اي در حدود ۷۰ و حداكثر ۹۰ سال براي قالي امروز سبزوار منظور كرد. “ ( ۴۴)
“ مهمترين مراكز فعال در قالي بافي امروز سبزوار عبارتند از روستاهاي : ميج ، البلاغ ، حسين آباد، مهري شني، حصار سرخ، چاه سوخته، سنگرد، حسين آباد ، شامكان. ده حسيني؟؟ “ ( ۴۵)

گناباد

گناباد در كتاب پژوهشي در فرش ايران اينگونه ترسيم شده است:
“ گناباد از شهرهاي قديمي ايران است و بناي آن را به شاهان هخامنشي نسبت مي دهند در حال حاضر گناباد در مركز استان خراسان و در فاصله تقريبي ۲۷۰ كيلومتري جنوب مشهد قرار دارد از شمال به كاشمر و تربت حيدريه ، از جنوب به فردوس و قاين از غرب به بجستان و كوير نمك و از شرق به دشتهاي شرقي تا مرز افغانستان محدود مي گردد. “ ( ۴۶) از سوابق قاليبافي در گناباد در كتاب پژوهشي در فرش ايران آمده است:
“ مي توان اين منطقه را در ميان آن گروه از مناطق توليد و عرضه قالي در خراسان منظور نمود كه سابقه قالي معاصر آن به سالهاي قبل از جنگ جهاني دوم ( ۱۳۱۸) باز مي گردد. آنچه باعث توجه بيشتر هر پژوهنده اي به صنعت قاليبافي در اين ناحيه مي گردد، سابقه خاص گناباد در اين زمينه مي باشد“ ( ۴۷)
“ به طور كلي مطابق اطلاعات موجود : فرشبافي در گناباد را به دوره نسبتاً متمايز تقسيم نموده ، كه بيشترين تفاوت توليدات اين دو دوره از لحاظ سبك طرح و نقشهاي مورد استفاده مي باشد: ۱ـ دوره اول : از زمان شروع قاليبافي تا قبل از جنگ جهاني دوم ( ۱۳۱۸) استفاده از طرحهاي سفارش شده توسط كمپانيهاي آلماني و انگليسي بخشي خاص از طرحهاي فرش اين ناحيه را به خود اختصاص داده و يا تأثير ويژه اي در نقوش ديگر فرشها بر جاي گذاشته بود.
۲- دوره دوم : دوره پس از جنگ و گرايش به طرحهاي اصيل خراسان به ويژه لچك و ترنج شاه عباسي و افشان شاه عباسي به همراه حفظ رجشمار پايين ويژگي فرشهاي اين دوره مي باشد“ ( ۴۸)

 بلوچ خراسان

در كتاب فرشنامه ايران در مورد بلوچ خراسان اينگونه نوشته شده است:
“ منطقه اي در خراسان پيرامون “ تربت حيدريه “ ، “ خواف “ ، “ رشتخوار “ يا “ رشخوار“ “ محولات “ “ زواره “ “ كاشمر “ “ سرخس“ ، “ تربت جام “ و “ قاين “ كه محل استقرار بخشي از عشاير “ ايراني بلوچ “ ست كه در بين اين نقاط “ تربت حيدريه “ و “ سرخس“ در مركز تجمع آنها به شمار مي آيد. “ ( ۴۹ ) در كتاب پژوهشي در فرش ايرن بلوچ خراسان چنين آورده است:
“ تربت حيدريه و تربت جام كه به ترتيب از شهرهاي مركزي و شرقي استان خراسان هستند از سالها قبل به عنوان بزرگترين مركز تهيه قاليچه هاي بلوچ شهرت و اعتبار خود را حفظ نموده ، به غير از اين دو شهر گروهي از اين طوايف در شهرهاي درگز، سرخس، تايباد و حتي مشهد امكان يافتند) ( ۵۰)
در كتاب فرشنامه ايران، قاليچه بلوچ چنين معرفي شده است:
“ بر خلاف آنچه شهرت دارد قاليچه بلوچ كمتر در سيستان و بلوچتان و بيشتر به وسيله بافندگان “ عشاير بلوچ“ شمال خراسان يافته مي شود كه به آن “ قاليچه بلوچ خراسان “ مي گويند. از جمله ويژگي هاي قاليچه بلوچي “ راه راه بودن گليم بافت آن بود كه به علت استفاده از پشم سياه رنگ براي تار وپود و به كار بردن چند رنگ در اين بخش به وجود مي آمد كه اينك با بهره گيري از نسخ پنبه براي تار و پود ، جنبه تزييني اين بخش كاهش يافته است. “ ( ۵۱)

محولات

در كتاب فرشنامه ايران آمده است:“ محولات از توابع “ تربت حيدريه “ و از جمله كانونهاي فرشبافي خراسان بين بافندگان اين محل بافت و نقشه رواج دارد كه عبارت است از : حسن قاضي و ورامين “ ( ۵۲)
تيموري نشين:
در اين مورد در كتاب فرشنامه ايران چنين نقل شده است:
“ منطقه اي در پيرامون “ تربت جام كه “ تيموري “ ها از عشاير ترك در آنجا به سر مي برند: بافندگان تيمري ، قاليچه هاي در حد قاليچه هاي بلوچي مي بافند كه به قاليچه بلوچي مي باند كه به قاليچه تيموري معروف است “ ( ۵۳)
قوچان:
در اين باره در كتاب پژوهشي در فرش ايران آمده است:
“ عمده مناطب مذكور محل زندگي كرداني است كه در طي سده هاي اخير توسط حكومت هاي مركزي از غرب كشور به اين مناطق كوچ داده شده اند. لذا عمده قاليهاي اصيل آنها به ويژه قوچان. از نوع قاليهاي كردي ايران است. اما كيفيت پشم مصرفي باعث گرديد تغييراتي در كيفيت بسياري از اين قاليچه ها به وجود آيد لذا تفاوت زيادي بين قاليهاي غرب كشور ( كردستان ) و قاليهاي كردي شمال خراسان وجود دارد. ( ۵۴)
۶ـ ۳ نقش مايه هاي رايج در مراكز عمده قاليبافي خراسان:

مشهد

در كتاب فرشنامه ايران در اين بار آمده است:
“ فرش مشهد از نظر نقشه ويژگيهاي خود را حفظ كرده است، طرح آن ،بيشتر افشان يا لچك ترنج يا زمينه افشان است ( براي فرشهاي مرغوب بيشتر از نقشه هاي لچك ترنج بهره گيري مي كنند) و خط ، در حاشيه و حاشيه ها در مجموع پر كار است. در مشهد لچك ترنج كف ساده هم بافته مي شود. در فرش مشهد در مجموع نقشهخ متن و حاشيه با هم هماهنگ است و قالي مشهد در نقشه بندي. از نظر حفظ سنتهاي خود كم نظير است. “ ( ۵۵)
در مورد طرح فرش مشهد در كتاب پژوهشي در فرش ايران اينگونه نوشته شده است:
“ گل هاي بزرگ شاه عباسي به همراه ساقه هاي نسبتاً باريك و ظريف از ويژگي هاي خاص طرح هاي قديم مشهد بوده است كه از لحاظ ساختار بسيار شبيه به سبك خاص طرحهاي اصيل هراتي است. طرحهاي تصويري، شكارگاه در قالي معاصر مشهد كمتر ديده مي شود. طرح لچك و ترنج سعدي در فرشهاي اخير مشهد فراوان ديده مي شود. همچنين گرايش به طرحهاي كرمان ، كاشان و پايين نيز به طور فراگير شدت يافته است. “ ( ۵۶)

 

همچنين در مقاله چالش و فرصتها براي فرش خراسان معرفي طرحهاي مشهد به گونه زير است

“ دوره اول ( از آغاز تا ۱۳۴۰)
طرحها: محرابي، بوته جقه، لچك ترنج اسليمي، افشان شاه عباسي و اسلميي ، لچك ترنج شاه عباسي.
دوره دوم (‌ از ۱۳۴۰ تا حال)
طرحها: افشان، لچك ترنج، نائين ، تبريز ، تصويري، تابلويي“ ( ۵۷)
در مقاله طرحها و نقوش فرش خراسان نيز كليتي از نقوش موجود در فرش مشهد داده شده است:
“ طرحها در فرش مشهد عبارتند از : ۱ـ تركمني ۲ـ سه گل ۳ـ سه گل سفيد ۴ـ كف ساده ۵ـ بلوچي امانتي ۶ـ مشهد ۷ـ مهدوي ۸ـ كاشان ۹ـ كشميري ۱۰ـ كاسه و كوزه ۱۱ـ يعقوب خاني۱۲ـ كردي ۱۳ـ نمونه بافي محلي ۱۴- كله قندي ۱۵ـ فارسي ۱۶ـ قاسم خاني ۱۷ـ بيرجندي۱۸ـ گل نقشه قلمدان ۱۹ـ لنگره ۲۰ـ گل ۲۱ـ سه گل خراسان ۲۲ـ كاشمر ۲۳ـ نقشه جهاد ۲۴ـ انسي ۲۵ـ اژده هايي ۲۶ـ سفره اي ۲۷ ـ ليلي و مجنون ۲۸ـ گل سرخي ۲۹ـ سياه گل ۳۰ـ گل ماكو “ ( ۵۸) كاشمر: در معرفي طرح هاي فرش كاشمر در كتاب پژوهشي در فرش ايران آمده است:
“ طرح : انواع طرحهاي زير خاكي، افشان شاه عباسي و لچك و ترنج به سبك مشهد، انواع طرحهاي نايين ، سبك كاشان و گل فرنگ و همچنين طرحهاي تصويري، نقوش قاليهاي معاصر كاشمر را تشكيل مي دهند. همچنين تا حدود ۳۰ سال قبل به طور پراكنده از نقوش خشتي به سبك قاليهاي بختار در فرش هخامنشي كاشمر ديده مي شد كه توليد آن كاملاً متوقف گرديده است. ( ۵۹) طرح هاي كاشمر در مقاله چالش و فرصتها براي فرش خراسان اينگونه ذكر شده است:

دوره اول

طرح ها: حسن قاضي و زرين كلك
دوره دوم طرح ها: زير خاكي ( كاسه و كوزه )، چهار فصل
دوره سوم ( ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰)طرح ها: كاشان
دوره چهارم ( ۱۳۶۰ تاكنون)طرح هاك مشهد، نائين ، كاشان. تصويري و گلفرنگ “ ( ۶۰)
همچنين در مقاله طرحها و نقوش فرش خراسان ، نقش مايه هاي فرش كاشمر به شرح زير مي باشد:
“ ۱ـ بلوچي امانتي ۲ـ كاشان ۳ـ علي پور ۴ـ كاشمري ۵ـ ترنجي ۶ـ گل نائيني ۷ـ سبزواري ۸ـ مشهد تخت جمشيد ۹ـ منظره ۱۰ـ زمزك ۱۱ـ دوغي ۱۲ـ گل انگشتي . “ (۶۱)
۵ـ ۶ نيشابور:از ويژگي طرح قالي نيشابور در كتاب پژوهشي در فرش ايران چنين آمده است:
“ استفاده از طرح هاي افشان سراسري با استفاده از گلهاي بزرگ شاه عباسي و همچنين طرح هاي زير خاكي از متداول ترين طرح هاي قالي محسوب مي گردد. “ ( ۶۲)
نقش مايه هاي فرش نيشابور بر مبناي مقاله چالش و فرصتها براي فرش خراسان ها بدين شرح است:
“ دوره اول: از شروع تا دهه ۵۰
طرح ها: افشان سراسر با گلهاي شاه عباسي ، زير خاكيدوره دوم: از دهه ۵۰ تاكنون
طرح : كاشان، نائين ، تبريز ، مينا خاني ورامين “ ( ۶۳)
نيز نقشه هاي به كار رفته در قالي هاي نيشابور با توجه به مقاله طرحها و نقوش فرش خراسان به قرار زير است:
۱ـ سه گل ۲ـ مشهد ۳ـ مهدوي ۴ـ كاشي ۵ـ كاشان ۶ـ برگ ميمي ۷ـ افشان ۸ـ علي پور ۹ـ محرابي ۱۰ـ تختي ۱۱ـ لچك تهران “ (۶۴)

سبزوار

در بيان ويژگي نقوش قالي سبزوار در كتاب پژوهشي در فرش ايران اينگونه مي خوانيم:
“ طرحهاي مورد استفاده : انواع لچك و ترنج شاه عباسي ، افشان و دسته گلي به همراه طرح معروف زير خاكي از مهمترين طرحهاي مورد استفاده در قالي قديم و امروز سبزوار است. انواع طرحهاي نائين و همچنين طرح معروف مينا خاني چند سالي است كه مورد استفاده بافندگان سبزوار قرار مي گيرد(۶۵) در مقاله چالش و فرصتها براي فرش خراسان نقوش قالي سبزوار اينچنين است:
“ دوره اول: از شروع تا دهه ۵۰
طرح ها: افشان، سراسر با گلهاي شاه عباسي بزرگ، زير خاكي
دوره دوم: از دهه ۵۰ تاكنون
طرح ها: كاشان، نائين، تبريز، ميناخاني ورامين “ (۶۶)
نقوش سبزوار در مقاله طرحها و نقوش فرش خراسان بدين مضمون آمده است:
“ ۱ـ تركمني ۲ـ سر گل ۳ـ نقش غلط ۴ـ مشهد ۵ـ كاشي ۶ـ افشان ۷ـ تختي ۸ـ گل تونكي ۹ـ ترنجي ۱۰ـ خورشيدي ۱۱- سبزواري ۱۲ـ لاري ۱۳ـ قاضي خاني ۱۴ـ هيجده ۱۵ـ مشهد تخت جمشيد ۱۶ـ بلبلي “ (۶۷)

گناباد

آنچه از نقوش گناباد در كتاب پژوهش در فرش ايران آمده شامل مطالب ذيل مي باشد:
“ طرحهاي اصيل خراسان به ويژه لچك و ترنج شاه عباسي و افشان شاه عباسي مي باشد“ (۶۸)
در مقاله چالش و فرصتها براي فرش خراسان نيز از نقش مايه هاي گناباد چنين آورده است:
“ دوره اول ( شروع قالي بافي تا قبل از جنگ جهاني دوم)
دوره دوم ( از جنگ جهاني دوم تاكنون)
طرح ها: گلداني ، افشان، نائين ، كاشان، تبريز . “ (۶۹)
در مقاله طرحها و نقوش فرش خراسان نقشه هاي فرش گناباد بدين صورت است:
“ ۱ـ تركمني ۲ـ بلوچي امانتي ۳ـ مشهد ۴ـ كاشمري ۵ـ كشميري . “ (۷۰)

فردوس

با توجه به وجود مناطق عرب نشين در اين ناحيه نقوش عرب خراسان كه در مقاله چالش و فرصتها براي فرش خراسان ذكر شده نقل مي گردد:
“ دوره اول ( عرب )
طرح ها: هندسي
دوره دوم ( ۲۴ رنگ )
طرح ها: مشهد و كاشان
دوره سوم ( نائين )
طرح ها: نائين. خشتي . ماهي درهم “ (۷۱)
بنابر مقاله طرحها و نقوش فرش خراسان طرحهاي فردوس عبارتست از :
“ ۱ـ بلوچي امانتي ۲ـ كاشان ۳ـ افشان ۴ـ كاشاني ۵ـ ترنجي ۶ـ شاهي ۷ـ گل آهوئي ۸ـ گل نائيني ۹ـ گل شاهي ۱۰ـ عكسي ۱۱- نقشه عربي ۱۲ـ مارشير ۱۳- خشتي سعدي ۱۴ـ باوبندي ۱۵ـ قنديلي ۱۶ـ سالار خاني ۱۷ـ كرماني ۱۸ـ خورشيدي “ (۷۲)

بلوچ

از آنجا كه بلوچ قسمتهاي مختلفي را در بر مي گيرد ابتدا به ذكر كلي نقوش تمام قسمتها و سپس به طرز گز نشيني به ذكر نقوش چند منطقه بلوچ نشين مي پردازيم:
در كتاب پژوهشي نقوش ايران عمده ترين و در عين حال شناخته شده ترين طرحهاي قاليچه هاي بلوچ كه به صورت ذهني بافته مي شود و به همين نامها نيز شهرت يافته اند عبارتند از:
“ ۱ـ كلاه دراز يا كلاه بلند ۲ـ سه خشتي ۳ـ گاوو برج ۴ـ سنگ چولي ۵ـ گل شفتالو ۶ـ فتح الله خاني ۷ـ يعقوب خاني ۸- مددخاني ۹ـ علي اكبر خاني ۱۰ـ گوزني ۱۱ـ چشمه گل ۱۲ـ دختر قاضي ۱۳ـ كله قندي يا گل شيخي ۱۴ـ طاووسي ۱۵ـ گل بادامي ۱۶ـ برگ تاكي ۱۷ـ گل اشرفي ۱۸ـ گل ستاره ۱۹ـ ميخك ۲۰ـ چهار مرغ ۲۱ـ عبد السرخ كاشمر ۲۲ـ پر جلكي ۲۳ـ كشميري “ (۷۳)
در وصف طرح قاليچه هاي بلوچ در كتاب فرشنامه ايران اينگونه آمده استك
“ طرحهاي قاسم آبادي، سالار خاني، گلداني ، سجاده اي سر برگي و سه قابي از جمله نقشه هاي رايج در قاليچه بلوچ است ، “ (۷۴)
در مقاله چالش و فرصتها براي فرش خراسان از نقوش قالي بلوچ چنين گفته شده است:
“ طرحها: كلاه درزاي ، سه خشتي ، سنگ چولي ، علي اكبر خاني، فتح ا خاني، دختر قاضي ، ميخك ، چشمه گلي ، مرغي، كله قندي، طاووسي ، بادامي ، پر كلبي ، بله كاني و كشميري “ (۷۵)
محولات :
در كتاب فرشنامه ايران از نقوش به كار رفته در فرش آن اينگونه آمده است:
“ بين بافندگان محل بافت دو نقشه رواج دارد كه عبارت است از : حسن قاضي و ورامين “ (۷۶)
تربت جام ( تيموري نشين ) :
در مقاله طرحها و نقوش قالي خراسان چنين آمده است:
“ ۱- ريزه ماهي ۲ـ تركمني ۳ـ مشهد ۴ـ كاشان ۵ـ آينه گل ۶ـ كاشاني ۷ـ گل آينه ۸ـ گل تاكي ۹ـ چشمه گلي ۱۰ـ كشميري ۱۱ـ سنجدي ۱۲ـ كاسه و كوزه ۱۳ـ يعقوب خاني “ (۷۷)

تربت حيدريه

نقوش موجود در فرش اين ناحيه در مقاله طرحها و نقوش قالي خراسان اينگونه آمده است:
“ ۱ـ تركمني ۲- مشهد ۳ـ كاشان ۴ـ كاشاني ۵ـ كشميري ۶ـ سر خشتي ۷ـ سر گل خراسان ۸ـ اكبر خاني ۹- گوش سفيد ۱۰ـ برگي ۱۱ـ بلو كاني “ (۷۸)

قوچان :
نقوش اين منطقه در مقاله طرحها و نقوش قالي خراسان به قرار زير مي باشد:
“ ۱ـ تركمني ۲ـ ربعي ۳ـ مشهد ۴ـ كاشي ۵ـ ترنجي ۶ـ بازو بندي “ (۷۹)

مطالب مورد علاقه خود را به اشتراک بگذارید

Facebook Google LinkedIn Twitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *