تاریخچه فرش فارس

 

تاریخچه فرش فارس

تاریخچه فرش فارس استان فارس در انتهاي جنوب شرقي دامنه هاي زاگرس كه بتدريج از ارتفاع آنها كاسته ميشود قراردارد. منطقه ساحلي آن بسيار گرم و نيمه باير است.نواحي داخلي آن كوهستاني بوده و داراي دره هاي حاصلخيز و آب و هواي بسيار خوب و مطبوع است. طبق برآوردي كه به عمل آمده در حدود يك سوم ساكنان استان فارس چادرنشين هستند. تاریخچه فرش فارس،زندگي ايلات از راه گله داري تأمين مي شود، به طوري كه گوسفند و بز و شتر و اسب از فرآورده هاي اصلي اين استان به شمار مي رود.

 

از طرف ديگر روستاييان به كشت جو و برنج و به و ارزن و تنباكو و بادام و كتيرا و ميوه هاي عالي سرگرم اند. صادرات اصلي اين استان را پشم و پوست ، بادام، كتيرا و تنباكو تشكيل مي دهد، ولي يكي از اقلام صادرات اين منطقه كه شهرت جهاني دارد قاليچه هاي به اصطلاح شيرازي است.

سوابق تاريخي
آنچه از فرشهاي كهن فارس به ما رسيده است به ندرت قدمتي پيش از سيصد سال دارد. اينكه در فارس باستان فرش بافته مي شده است، تنها به مدد منابع مكتوب به اثبات مي رسد. اسناد و مدارك فراوان گواه آن است كه فرشبافي فارس، خواه قالي گره بافته خواه گليم، دست كم دوازده قرن پشت سر دارد.

 

كهن ترين سندي كه در آن از فرشهاي فارس ياد شده، صورت اموال خزانه هارون الرشيد عباسي است كه پس از مرگ او به سال ۱۹۳ هجري فراهم آمده است. در خزانه فرش خليفه هزار بساط (فرش گره بافته) ارمني … سيصد بساط دشت ميشان … پانصد بساط طبيري …. و هزار بساط بافت دارابجرد بوده است.

 

از سده چهارم هجري به بعد، مدارك مكتوب كه دلالت بر گستردگي دامنه فرشبافي فارس داشته باشد فراوان است.

اصطخري، جغرافي نويس و مورخ مشهور سده چهارم، كه خود از فارس برخاسته، گويد كه: از جهرم افكندنيهاي نيكو خيزد

… و از غند جان …. بساطها و برده هاي نيكو خيزد … به اندك زماني، مؤلف ناشناس كتاب پارسي

حدود العالم من الشرق الي المغرب (۳۷۲ ه. ق) از پي اصطخري مي آيد و صريحتر و دقيقتر از او،

اقسام گوناگون فرشهاي فارس را بر مي شمرد. صاحب حدود العالم تصريح دارد

 

كه از پارس بساطها و فرشها و زيلو ها و گليمهاي با قيمت خيزد. اين عبارت،

شايد براي نخستين بارآشكار مي كند كه فرش به طور اعم و بساط بطور اخص

دلالت بر قالي گره بافته دارد كه از زيلو و گليم بي گره ممتاز است.

 

تاریخچه فرش فارس
در دهه هاي ۱۷۸۰و ۱۷۹۰ (۱۱۹۵-۱۲۱۴ ه . ق) بازرگانان كمپاني هند

شرقي در ايران بطور منظم فراهم بودن فرشهاي صادراتي را در بندر بوشهر گزارش مي كنند،

كه قرنها (تا حدود پنجاه سال پيش) بندرگاه اصلي براي صدور دستبافتهاي فارس بوده است ساختار

تاریخچه فرش فارس

بيشتر قالي هاي كهنه فارس تار و پودشان از پشم است و تار و پود نخي تنها در مناطقي مانند كوهستان داراب و اقليد و آباده فراغه و بخشي از ني ريز متداول بوده است، بخصوص در قاليچه هاي ريز بافت از آن استفاده مي شود .
رشته هاي تار در دستبافي تمام پشم و نيز در آنها كه ريشه ابريشمي دارند ،رنگ نمي شود ؛

بنابراين رنگ طبيعي پشم ريشه هميشه نمايان است.بخش اعظم قاليهاي عشايري دو پوده

،و نزديك به نيمي از قاليهاي روستايي يك پوده است كه اغلب به صورت رنگ شده

در بافته ها مورد استفاده قرار مي گيرند .به همين جهت بيشتر قاليهاي قشقايي

 

تاریخچه فرش فارس

،بهارلو و عرب داراي پود قرمز رنگ و بيشتر پود قاليهاي ني ريزي به رنگ سفيد و پود

آباده اي ها به رنگ آبي و پود لري به رنگ مشكي و قهوه اي و خرمايي است.

 

تاریخچه فرش فارس
واحد اندازه گيري طول در بين عشاير قشقايي قل است كه از نوك انگشتان تا آرنج بافندگان

حدود ۵۰ سانتي متر است.ابعاد قاليهايي كه عشاير براي بازار بخصوص منطقه گرمسيري توليد مي شود به اصطلاح شش قل ،يعني حدود ۳۰×۶۰ يا ۱٫۵×۳ متر است.

 

 

تاریخچه فرش فارس
اسلوب بافت فرشهاي فارس در هر ايل و طايفه (و البته در تقسيمات فرعي طايفه اي)

و در هر ناحيه فرق مي كند؛ اين نيز هست كه تفاوتهاي اسلوبي به نوع و ساخت دستبافت

هم بستگي دارد با اينهمه، در سرتاسر اين اقليم، بافندگي در انحصار زنان است و جز گبه هاي

دورو جملگي دستبافتها بر دارهاي زميني / افقي بافته مي شود؛ در چند دهه اخير شماري

اندك از كارگاههاي بافندگي تجارتي به دار عمودي روي آورده اند. قاليها و قاليچه هاي فارس عموماً دو پوده است

مگر گبه كه قاعدتاً هم پرز بسيار بلند و هم بيش از دو پود؛ اگر جز اين باشد فرش را قالي –

گبه خوانند كه به طرح و نقش گبه است ولي دو پود بيش ندارد و به همين سبب معمولاً فاقد نرمي

و لختي گبه اصل است. در بخش اعظم گليمهاي فارس پودهاي رنگي – كه در هر دو رويه دستبافت

نقشها را پديد مي آورند – به اسلوب منقطع بافته مي شوند و، لاجرم، شكاف باريكي هر پاره رنگ را جدا مي كند.

شماري اندك از گليم هاي لري را به شيوه اي بافته اند كه پودهاي رنگي گرداگرد

تار همجوار پيچيده و شكاف ميان پودهاي منقطع را به هم دوخته است.

 

تاریخچه فرش فارس

گليم هاي فارس دامن هاي پهني در سر و ته دارد كه آنها را شبكه زني گويند

و به طرح و نقشي كه با طرح و نقش زمينه گليم فرق دارد. پهناي شبكه زني به تناسب اندازه گليم

و كيفيت و ظرافت بافت فرق مي كند. شبكه زني گليمهاي قشقايي اكثراً آراسته به نوارهاي

شطرنجي وني يا نوارهاي گليمبافي است كه نقوش پيوسته پر و خالي زينت بخش آن است؛

نوارهاي وني همواره به اسلوب سوزن دوزي دو لايه و دو رو بافته مي شود كه ودهاي رنگي

در هر رويه معكوس روي ديگر است؛ ميان نوارهاي منقش يا چند نوار باريك يكرنگ قرار مي گيرد

يا نوارهايي با نگاره هاي مكرر ريز نقش دورنگ به شيوه نگاره سازي مثبت و منفي. لرهاي فارس

عموماً نوارهاي باريك رنگارنگ را پياپي مي بافند و گهگاه نوارهاي وني را در شبكه زني گليمهاي خود به كار مي آورند.
از انواع ديگر فرشهاي بي گره، جاجيم را نام بايد برد كه برخلاف گليم – كه تارهايش ديده نمي شود –

 

تاریخچه فرش فارس

به مدد تارهاي رنگارنگ نقش مي پذيرد، و گاه نيز تار و پود هر دو نقش آفرينند. به اقتضاي مسير

قائم تارها، طرحهاي جاجيمي همواره راه راه قائم است و هر نوار به يك رنگ، مگر آن كه از

پودهاي رنگي هم بهره برده باشند كه در اين صورت بخشهايي از هر نوار به شكل چهار گوشها

يا سه گوشهاي دو رنگ در مي آيد. جاجيمهاي فارس را در دو قطعه باريك جدا از هم مي بافند

و سپس در امتداد قائم به هم مي دوزند. جز گليم و جاجيم، كه بافتن آنها كمابيش عموميت دارد،

انواعي ديگر از بي گره در فارس بافته مي شود، به مقدار اندك و نه در همه جا. از اين شمار است

جاجيم پر نقش به اسلوب پود پيچي و به بهره وري از پودهاي اضافي بافته مي شود، و دستبافتي

بنام شيركي مكملي كه بر رويه آن نقشها را پديدار مي كنند در پشت دستبافت رها مي شوند و

ريشه وار آويز از عربهاي يكجانشين در سر چهان و مردمان فارسي زبان همين ناحيه دست اندر

كار شيركي كه طرح و نقش اغلب آنها شبكه سرتاسري لوزيهاي رنگارنگ است، و گهگاه به همان گره بافته هاي ايلات عرب

طرحهای رایج

نقشمايه ها و نگاره هايي كه بيش از همه در قاليهاي فارس به چشم مي خورد به ده گروه

منقسم است كه ترتيب تقدم آنها در اينجا نشان دهنده ميزان بسامدي و فراگيري آنها است.

اين نيز هست كه هر گروه را شاخه ها و گروههايي فرعي است و مشتقات بيشمار، كه

برخي چندان ساده و خلاصه شده و سبك و شيوه پذيرفته اند كه اصل آنها را به نگاه نخست نمي توان بازشناخت.

 

گروههاي اصلي ده گانه بدين شرح است:

نگاره هاي مرغي و كله مرغي
نقشمايه هاي گياهي
نگاره هاي بته اي
نقوش جانوري (چهارپايان)
مشتقات سواستيكا يا گردونه خورشيد
انواع گلها
ستارگان
شكلهاي شطرنجي
نقشمايه هاي دندانه دار برگ / ماهي سان
آرايه هاي چهاربازويي ميانه ترنجها
توزیع جغرافیایی:

شیراز
آباده
نیریز
بولوردی
قالی های عشايري فارس

مطالب مورد علاقه خود را به اشتراک بگذارید

Facebook Google LinkedIn Twitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *